الشيخ محمد الصادقي الطهراني

43

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

لغات و جملاتش از او بپرسيم و اين در حالى است كه از خود متن وى نيز به آن نمىرسيم ، چون قراين و شواهد لازم ، به‌طور مطلق رعايت نشده است . در نتيجه به نقاط تاريك و مبهمى برمىخوريم ؛ چرا كه نويسنده - در تاريخ گذشته و دور - علم به آينده نداشته است تا قرائنى در متن به كار گيرد كه منظور خود را به طور صددرصد براى آيندگان برساند . با اين همه درصد بسيار بالايى از آن متون قابل فهم و ادراك هستند . بنابراين ، دسترسى به مؤلف تنها در صورتى لازم است كه مطالب متن به علت عدم رعايت ابزارهاى فهم درونى مبهم باشد و راه‌كارهاى دست‌يابى به مراد نويسنده نيز با استفاده از متن ميسر نباشد . اما در مورد قرآن كريم كه تمامى ابزارهاى لازم براى دست‌يابى به مرادات الهى در آن به كار گرفته شده تا جايىكه خودش را نور معرفى نموده و « تبياتاً لِكُلِّ شىٌ » ناميده است ، نيازى به حضور عينى مؤلف احساس نمىشود . خدايى كه داراى علم مطلق به مثلث كل زمان‌ها و مكان‌ها است ، همه‌ى ابزارها و راهكارهاى دست‌يابى به مفهوم درست را در متن زيبا و بىنظير قرآن به كار برده است . منتهى بايد دقت نمود كه قرآن روزنامه نيست تا با نگاهى گذرا و به سرعت از آن عبور كنيم ، بايستى با علم به مفاهيم و ادبيات عرب ، به مفهوم و ادب خاص قرآنى رسيد و اين كارِ چندان مشكلى هم نيست ، زيرا همه‌ى نكات ، قراين و شواهد به گونه‌اى قابل فهم و دسترسى در متن قرآن كريم آمده و هيچ نقطه‌ى مبهم و تاريكى در متن قرآن كريم وجود ندارد ، بلكه قرآن مفسرِ خود و روشنگر تمامى تاريكىهاست : « لا رَطبٍ وَ لا يابسٍ الّا فى كِتابٍ مُبين » ( انعام / 59 ) هيچ تَر و هيچ خشكى ( در امر هدايت ) نيست ، مگر اين‌كه در كتابى روشنگر : ( قرآن ) - موجود - است تمامى نيازهاى هدايتى بشر از نظر خداى تعالى در قرآن كريم آمده و تمامى ابزارهاى رسيدن به مرادات الهى در آن به كار رفته است . ما هدف از نزول قرآن را از خود قرآن مىفهميم مقصود خداى تعالى از نزول قرآن كريم ، رهبرى كل مكلفان و صاحبان مغز و انديشه